محمد بن ابى الفضل المفتي ( حميد مفتى )

109

قاموس البحرين ( فارسي )

مقادير و حسن و قبح و غير آن . و بدان كه چون سلامتى حاسّه و حضور مبصر و وجود ساير شرائط ابصار حاصل شود ، ابصار واجب است يا نه ، در اين اختلاف است : نزديك فلاسفه و معتزله واجب است . و نزديك اهل سنّت واجب نيست ، بلكه جائز است . و شرائط ابصار نه است : كثافت مبصر « 1 » ؛ و بودن مبصر مضىء به نفس خويش ، چنان كه آفتاب و آتش ؛ يا به غير خويش ، چنان كه اشياى مستنيرهء به مضىء ؛ و محاذى بودن مبصر لمبصر به محاذات حقيقيه ، چنان كه محاذات زيد با عمرو يا به محاذات حكميه ، چنان كه محاذات وجه منطبع در آينه با مبصر ؛ و قصد مبصر به ابصار ؛ و عدم حجاب ؛ و عدم صغر مفرط ؛ و عدم قرب مفرط ؛ و عدم بعد مفرط و عدم مقارنه چيزى كه موجب غلط در ابصار است . و سوم شمّ است . و آن قوّتى است كه مودع است در دو عضو زائد همچو سر پستان زنان كه از مقدّم رسته است ، بدان قوّت دريافته مىشود بوىها به طريق وصول هواى متكيّف به كيفيّت چيزهاى بويا به خيشوم . و چهارم ذوق است . و آن قوّتى است منبث در پىاى كه مفروش بر جرم زبان است ، بدان قوّت دريافته مىشود مزه‌ها ، چون رطوبت لعابيه كه در دهن است [ و ] با مطعوم مىآميزد و بدان پى مىرسد كه مفروش بر جرم زبان است . و پنجم لمس است . و آن قوّتى است منبث در جميع تن بدان قوّت دريافته مىشود حرارت و برودت و رطوبت و يبوست و مانند آن ، چون اين چيزها با تن مساس و اتصال مىيابد . و بدان كه هر حاسّه مدرك محسوسى مخصوص است ، چنان كه سمع مثلا مدرك اصوات است ، مدرك الوان و اضواء نيست . و بصر مدرك الوان و اضواء است ، ادراك

--> ( 1 ) . ش : لأنّ اللطيف قد لا يرى كالهواء .